رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست

بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست

 

به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست

مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی

 

زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی

از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی

 

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

 

عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست

 

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

 

عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست

روزبه بمانی

@sheershab135101

رو به تو سجده می کنم دری به کعبه باز نیست

بس که طواف کردمت مرا به حج نیاز نیست

 

به هر طرف نظر کنم نماز من نماز نیست

مرا به بند می کشی از این رهاترم کنی

 

زخم نمی زنی به من که مبتلاترم کنی

از همه توبه می کنم بلکه تو باورم کنی

 

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

 

عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست

 

قلب من از صدای تو چه عاشقانه کوک شد

تمام پرسه های من کنار تو سلوک شد

 

عذاب می کشم ولی عذاب من گناه نیست

وقتی شکنجه گر تویی شکنجه اشتباه نیست

روزبه بمانی

@sheershab135101

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست

 

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

 

گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن

 

گفتی باید بروم حوصله ای نیست

 

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

 

 رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست

 

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

 

جز عشق تو در خاطرمن مشغله ای نیست

 

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت

 

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست.

@sheershab135101

دلتنگتر از پیش برای تو نوشتم

با لحن غم انگیز صدای تو نوشتم

یکبار نشد تا که صمیمانه بخوانی

از حال غریبی که برای تو نوشتم

ای آتش برخاسته از معرکه ی عشق

من سوختم و از خنکای تو نوشتم

هر قدر که بدحال شدم پای خودم بود

هر قدر که خوشحال به پای تو نوشتم 

از هر که و از هرچه سخن گفتی و ازمن 

جایی ننوشتی و بجای تو نوشتم

در حوصله ابری من جای تو خالیست 

هربار نوشتم به هوای تو نوشتم

@sheershab135101

گناهت را نمی بخشم ! تو را با دیگری دیدم که گرم گفتگو بودی    

        با او آهسته میرفتی سراپا محو او بودی

صدایت کردمو بر من چو بیگانه نگه کردی                                  

  شکستی عهد دیرینه گنه کردی گنه کردی

گناهت را نمی بخشم ! چه شبها را که من تنها به یاد تو سحر کردم   

     چه عمری را که بیهوده به پای تو هدر کردم

گناهت را نمی بخشم ! همین بود آن وفایی را که میگفتی؟؟               

   همین بود آن صفایی را که میگفتی

تو که خود این چنین بودی چرا روزم سیه کردی..........     

      سیه کردی سیه کردی

@sheershab135101

تُنگــم و ناچار فرصت‌های «تَنگی» در من است

هر شب امّا خواب می‌بینم نهنگی در من است

با دل تنگــــی کـــه من دارم، شکستن دور نیست

کوزه‌ی غلطیده‌ای هستم که سنگی در من است

ماهرویا! مشکن ایــــن عشق غــــرورآمیــــــز را

خفته در اندیشه‌ی حُسنت، پلنگی در من است

تا کِـــی از پشت حصـــار شهر می‌خواهــی مرا؟

از چه می‌ترسی، مگر تیمور لنگی در من است؟

سر بـــه روی سینه‌ام بگذار  تـــا بــــــــاور کنـــــی

بر سر عشق است اگر هر روز جنگی در من است

عاقبت می‌گیرم از می‌خانه سهم خویش را

دامن مستانم و از عیش، رنگی در من است

گر چه خاموشم شبیه گنجه در پستوی خویش

چـــاره‌ی روز مبادایــــی، تفنگــــی در من است

@sheershab135101

کخیک دقیقه زل زدن در چشم زیبایِ تو چند ؟

افتخارِ دیدن روی فریبایِ تو چند ؟

حال چون آرامشت سهم کسی غیرِ من است

هم نشینی با فراق وحشت افزای تو چند ؟

در شمال شهر عشقت زندگی رویایی است

گوشه یِ پرتِ جنوبِ شهرِ دنیای تو چند ؟

بهره برداری ز مهرت حق از ما بهتران

حسرتِ آغوش گرم و ماهِ سیمای تو چند؟

ذوق شعر آنچنانی نیست در فهرست من

عشق بازی در خیالت با تمنای تو چند؟

مِهر در کانون گرم خانواده سهم تو

شب نشینی در تگرگِ سختِ سرمای تو چند ؟

خنده در مهتاب و نور ماه ارزانی تو

گریه در یک گوشه با حس تماشای تو چند؟

زیرکی در عاشقی را من نخواهم خواستن

کند ذهنی در جواب یک معمای تو چند ؟

نازنین ، خوش قد و بالا ، مهربانی مال تو

یک نگاهِ مهربان بر قد و بالای تو چند ؟

قدرت من در خرید "دوستت دارم " کم است

طعنه های سرد و نفرین های دعوای تو چند؟

جشن در ویلایِ ساحل آنقدر جذاب نیست 

مرگ در دلتنگیِ غمگین دریایِ تو چند ؟

جوادمزنگی  

@sheershab135101

سر به جنگل میگذارد آسمان از دست عشقت

تا که پشتش خم شود رنگین کمان از دست عشقت

قد و بالا آبشاری! چشمهایت بختیاری!

رنگ لبهایت اناری! ای امان از دست عشقت

ای "الاهه"! ناز کم کن، گُل بریز و چای دم کن

بعد از این کمتر ستم کن بر "بنان" از دست عشقت

حضرت انگور نم نم! مست کردی هرچه آدم

میخورد بر هم دمادم، استکان از دست عشقت

"رودکی" فکر تو بوده، "خاجه" دیوانی گشوده

کم مگر "سعدی" سروده بوستان از دست عشقت

"شمس" و "فردوسی" و "جامی"، یا که "پروین اعتصامی"

گفته هر بیتی "نظامی" داستان از دست عشقت

معضل تهران و دودش، خاک اهواز و رکودش

خشک شد زاینده رودش اصفهان از دست عشقت

"مهرجویی" خسته هستم، مثل "سنتوری" نشستم

نت به نت در خود شکستم هر پلان از دست عشقت

چون پلنگی قله بستر، تا بگیرم ماه در بر

می پرم در دره آخر، بی گمان از دست عشقت

گرچه خط خورده ست برگم، گرچه زخمی از تگرگم

می سرایم بعد مرگم همچنان از دست عشقت

#شهراد_میدری

@sheershab135101

تماشایش رقم می زد خروج از دامن دین را

بنا کرده است در چشمش فلک، قصر شیاطین را

اگر دور تو می گردد نظر بر ظاهرت دارد

که پیچک خشک می خواهد تن گل های غمگین را

به عشق اولت شک کن، که در این شهر و این دودش

درختان شوم می دانند باران نخستین را!

مگو این شاخه ی تنها که تنها یک ثمر دارد

چطور از خود جدا سازد اناری سرخ و شیرین را؟

به این سو هم نگاهی کن، نگاهی درخورم؛یعنی

تفنگِ میرزا مشکن غرورِ ناصرالدین را

چرا جامِ بلورینـی بلغزد بر لبِ سینی؟!

چرا باید بترسانی خمارِ دور پیشین را؟

تو مثل قوم صهیونی که با آن چشم زیتونی

به اشغالت درآوردی دلِ من، این فلسطین را

کمی آن سوی دیدارت چنان شعری نصیبم شد

که درحد کسی چون خود ندیدم آن مضامین را!

تو ای شاعر تر از سیمین! به «رستاخیز» اگر آیی

بپوشد سایه ی شعـرت فروغ هر چـه پروین را

غزل هایی کــه بر رویت، اثر گفتی ندارد را

برای ماه می خواندم، نظر می کرد پایین را…

سر از سنگینی فکر وصالت درد می گیرد

به بستر می برم اما همین سردرد سنگین را

به خوابم آمدی حالا ، نفس بالا نمی آید

بگویم یا نگویم «یا غیاث المستغیثین» را...؟!‌

#کاظم_بهمنی

@sheershab135101

ای سلسله در سلسله در سلسله مویت

وی آینه در آینه در آینه رویت

 

چشمان تو، چشمان تو، چشمان تو، هو هو

حق حق، چه بگویم چه من از این همه اویت؟

 

زیبایی سٌکر آورِ ربّانی آفاق

بی شبهه شرابی تو و افلاک،سبویت

 

هر سبز که از خاک برآید، کلماتت

در چاه فرو ریخته اسرار مگویت

 

ای زمزمه ی هر شب تنهایی جبریل

وی زمزم آواز خداوند،گلویت

 

دریایی و هر چشمه به ژرفای تو جاری

فردایی و هر لحظه شتابنده به سویت

قربان_ولی_ای

@sheershab135101